ترکیب بندی یکی از موارد جالب عکاسی است. اغلب افراد بر این باورند که یادگیری ترکیب بندی به بهبود مهارت عکاسی شما کمک می کند، اما ترکیب بندی یکی از مواردی است که گاهی هم نباید زیاد به آن توجه کنید.
من بر این باورم که آموزش ترکیب بندی باید با هدف آموزش مشاهده تصاویر از زوایا و با حالتهای مختلف انجام شود. شما نباید بدون اطلاع دقیق از جزئیات، از اصول ترکیب بندی استفاده کنید، بلکه ضروری است از دانش جدید خود برای زیباتر ساختن هرچه بیشتر عکس ها بهره مند شوید.
قانون یک سوم
این یکی از اولین قوانین ترکیب بندی است که همه عکاسان در ابتدا آن را یاد میگیرند، زیرا بسیار ساده بوده و عملکرد خوبی دارد.
طبق این قانون، شما باید فریم دوربین خود را به سه بخش تقسیم کرده و تمام موارد را در طول این خطوط قرار دهید تا ترکیب بندی بهتری داشته باشید.

این روش اغلب عملکرد خوبی دارد و اگر به تازگی عکاسی را آغاز کرده اید و اطلاعات چندانی در مورد سایر مهارتهای عکاسی ندارید، با استفاده از این قانون می توانید عکس های خود را به طور قابل توجه ای بهبود ببخشید و جذابیت آنها را افزایش دهید.
با استفاده از این قانون شما عکسی تهیه می کنید که توجه افراد را علاوه بر سوژه به سایر ویژگی های موجود نیز جلب می کند.
ترکیب بندی جزئیات زیادی دارد که باید با آنها آشنا شوید، اما قانون یک سوم نقطه آغازین خوبی به شمار میرود.
وزن بصری
وزن بصری با مفاهیم وزن و اندازه که ما با آنها آشنا هستیم، تفاوت دارد و به عناصر موجود در تصویر از جمله چشم انسان یا یک نوشته در داخل عکس اشاره دارد.
با درک وزن بصری، شما می توانید با نحوه تماشای عکس ها توسط افراد و نحوه قرار دادن عناصر مختلف عکس در داخل فریم به منظور جلب توجه بیننده آشنا شوید. وزن بصری به ابزار یا قانون خاصی مربوط نیست، بلکه نوعی درک و شناخت به شمار می رود.
تراز
تراز یا تعادل در عکس بر احساس ما تاثیر دارد. عکس هایی که تراز مناسبی ندارند ممکن است جذابیت چندانی برای ما نداشته باشند، این در حالی است که عکس هایی که تراز خوبی دارند، احساس آرامش ایجاد می کنند.

مهم نیست که عکس شما تراز خوبی دارد یا خیر، اما باید شما با دلایل انتخاب هر یک از این روش ها آشنا بوده و بتوانید دلیل انتخاب خود را توجیه کنید. تراز نیز یکی از ویژگی هایی است که هر چه اطلاعات بیشتری در مورد آن داشته باشید، ایجاد افکت ها و تاثیرات موردنظر در عکس آسان تر خواهد بود.
خطوط چشم
اگر سوژه های شما افراد هستند، شما عکس هایی با خطوط چشم ثبت میکنید. ضروری است از تاثیر خطوط چشم بر نظر بیننده مطلع باشید.
همزمان که در این آموزش پیش می روید، شما اطلاعاتی در مورد وزن بصری کسب خواهید کرد، بنابراین، شما باید قدرت وجود صورت (و چشم ها) در عکس را درک کنید.

خطوط چشم می توانند توجه ما را به بخش دیگری از عکس جلب کرده و یا تنشی ایجاد و یا سایر عناصر عکس را مورد تاکید قرار دهند. اگرچه خطوط چشم خطوط فیزیکی نیستند، با این حال میتوان از آنها برای ایجاد عناصر مختلفی نظیر مثلث یا خطوط عمودی استفاده کنید.
مثلث
بیایید به بررسی مثلثها بپردازیم.
مثلث ها به نوعی در تمام اشیایی که مشاهده میکنیم، دیده می شوند. باید آنها را تشخیص داده و بدانیم که می توانیم با آنها چه اقداماتی انجام دهیم.

مثلث ها ابزارهای فوق العاده ای برای ترکیب بندی هستند، زیرا ساخت و تغییر آنها آسان بوده و بسیار رایج هستند. شما می توانید از مثلث ها برای ترکیب روش های مختلف ترکیب بندی استفاده کرده و تصاویر جذابتری ایجاد کنید. مثلث ها می توانند با هدف افزایش یا کاهش ثبات عکس به کار برده شوند.
اغلب عکس های شما سه نقطه عطف خواهند داشت و باید بتوانید آنها را شناسایی کرده و به طور معناداری آنها را به هم متصل کنید.

تک نقطه
قبل از همه چیز باید به بررسی تاثیر تک نقطه در عکس بپردازیم. زمانی که بر روی یک نقطه عطف در عکس کار می کنید، شما به یکی از بنیادی ترین انواع ترکیب بندی نگاه می کنید که یک رخداد کاملا رایج است. اطلاع از تک نقطه می تواند به بهبود کیفیت عکس های گرفته شده کمک کند.

تک نقطه می تواند یک عکس ساده را به یک عکس فوق العاده حرفه ای تبدیل کند. این نقاط معمولا کوچک بوده و با سایر بخش های عکس تمایز دارند. البته شایان ذکر است که ضرورتی برای وجود نقاط در عکس ها وجود ندارد.
افق
زمانی که فریم توسط یک خط غالب به دو بخش تقسیم می شود، خط معمولا افق نامیده می شود و این خط به طور معمول در عکس هایی که در محیط بیرون به ویژه مناظر گرفته شده اند، مشاهده می شوند.
اگر عکس سوژه خاصی نداشته باشد، خط بخش غالب عکس خواهد بود، زیرا فریم را به دو بخش تقسیم می کند. محل قرارگیری افق نیز تاثیر قابل توجه ای بر عکس دارد. کدام بخش از تصویر جذابیت بیشتری داشته و چگونه قصد دارید با این تقسیم بر بیننده تاثیر بگذارید؟
فریم در فریم
فریم ها عنصر فوق العاده ای برای عکاسی هستند و می توانند توجه بیننده را به محتوای داخل جلب کنند. فریم نوعی تکرار، عمق و مسیری برای چشمان بیننده ایجاد می کند.

عکاسی از یک صحنه با ویژگی پس زمینه منجر به ساختار جالبی می شود و در برخی موارد می تواند وزن برابری با سایر بخش های تصویر داشته باشد.
تنش دینامیک
تنش دینامیک روشی برای استفاده از انرژی و حرکت موجود در فریم برای کشیدن چشمان بیننده به خارج از تصویر از طریق مسیرهای مخالف است.
ما پیشتر به انواع مختلفی از خطوط اشاره کردیم که می توانید از آنها برای افزایش جذابیت هر چه بیشتر عکس ها استفاده کنید. تنش دینامیک از این خطوط استفاده کرده و تمایزی بین آنها ایجاد کرده و جذابیت آنها را افزایش می دهد.

ساده ترین عکسی که من در آن از تنش دینامیک استفاده کرده ام را در زیر مشاهده می کنید که در آن خطوط از مرکز عکس به گوشه ها کشیده شده اند.
این دقیقا نقطه ای است که ترکیببندی را اندکی پیچیده تر کرده و در عین حال منجر به تصویری جذابتر می شود.
از دانشی که کسب کرده اید برای ایجاد عکسهایی با عمق بیشتر استفاده کنید.

عمق
روش های متعددی برای ایجاد عمق در تصاویر وجود دارد.
زمانی که ما تصویری را با دوربین خود ثبت می کنیم، تصویر سه بعدی به تصویری دو بعدی تبدیل میشود. این امر در طی تلاش برای نمایش عمق در صحنه منجر به بروز مشکل می شود. این امر مزایا و معایب متعددی دارد که به هدف شما از عکس بستگی دارند. تبدیل تصویر سه بعدی به دو بعدی با عکس مشکلاتی در ایجاد عمق نیز ایجاد میکند.

منبع: ExpertPhotography
