لنز دوربینها مهمترین ابزار عکاسی هستند چرا که تعیینکننده نوع عکسی هستند که میگیرید. در این مقاله مشخصات لنز دوربین و نکاتی که به انتخاب یک لنز مناسب کمک میکنند را بررسی میکنیم.
لنز دوربین ها مهمترین ابزار عکاسان هستند؛ حتی بعضی اوقات از خود دوربین نیز اهمیت بیشتری دارند.
ولی چرا انتخاب صحیح لنزها آنقدر مفید هستند؟ چرا برخی از لنزها بهتر از لنزهای دیگر هستند؟
پاسخ این سوالات پیچیدهتر از وضوح و کیفیت تصویر است.
لنزها در وهلهی اول از این جهت اهمیت دارند که تعیین میکنند چه عکسهایی میتوانید با آن ها بگیرید.
در این مقاله مشخصات لنز دوربین عکاسی و نکاتی را بررسی می کنیم که می تواند به شما در انتخاب لنز دوربین عکاسی مناسب کمک کند.
با شناخت المان های زیر در مورد لنز دوربین عکاسی می دانید برای چه نوع عکاسی چه لنزی با چه خصوصیاتی باید تهیه کنید.
۱) ساختمان لنز:
لنزهای مدرن چنین شکلی دارند:
هر بخشی از لنز دوربین عکاسی در خدمت هدف مهمی است:
شیار لنز: به کمک آن میتوانید فیلترهای مختلف روی لنز نصب کنید و نوری که به حسگر دوربین میرسد را تعدیل کنید.
عنصر جلویی لنز: نور را جمعآوری میکند و به دیگر عناصر لنز می فرستد.
شیار هود لنز: به کمک آن میتوانید هودهای مختلف روی لنز نصب کنید و مانع از ورود نور آفتاب شوید و نورهای انفجاری در عکس را کاهش دهید.
حلقهی زوم: برای زوم کردن لنز میچرخد.
حلقهی فوکوس: برای فوکوس دستی میچرخد؛ هنگامی که دوربین روی autofocus است، نمیچرخد.
نام لنز: لنز را به ما میشناساند.
کلید A/M: کلید انتخاب بین فوکوس دستی و فوکوس اتوماتیک است.
هر لنز دوربین عکاسی تمام این هفت ویژگی را ندارد.
لنزهایی هستند که ممکن است امکانات بیشمار دیگری نیز داشته باشند. اما لنز بالا، نمایندهی مناسبی از لنزهای زوم مدرن است.
۲) واژهشناسی لنزهای دوربین
بیشتر لنزهای دوربین امروزی با روش نسبتا استانداری نامگذاری میشوند:
نام برند، نوع لنز، فاصلهی کانونی (به میلیمتر)، بیشینهی دیافراگم، دیگر ویژگیها و اختصارات لنز
برای مثال، نام رسمی یکی از لنزهای زوم حرفهای نیکون «نیکون AF-S 24-70mm f/2.8 E ED VR» است.
این لنز در کانن معادل با لنز «کاننEF 24-70mm f/2.8 L II USM» است.
مهمترین اصطلاحات، فاصلهی کانونی و بیشینهی دیافراگم هستند؛ به عبارتی، «میلیمتر» و «عددf/».
این اعداد مستقیما به انواع عکسهایی که میتوانید با لنزها بگیرید، مربوط اند.
پس اختصارهای آخر نام لنز دوربین عکاسی چه میشوند؟ آنها نیز مهم هستند و ویژگیهای اضافیای که هر لنز عرضه میکند را مشخص میکنند.
برای مثال، عبارت «VR» در لنزهای نیکون مخفف «vibration reduction» یا همان «کاهش لرزش» است و دوربین را برای عکسبرداری و نگه داشتن دوربین بر روی دست بهینه میکند.
با این حال، این اصطلاحات معمولا در ردهی دوم اهمیت قرار دارند. ب
رخی حتی به ویژگیهای خاصی اشاره ندارند و فقط برای مقاصد تبلیغاتی هستند (برای مثال، L در لنزهای کانن فقط به این معنی است که این لنز به خانوادهی لنزهای گرانقیمت کانن تعلق دارد).
نیکون D800E و لنز ۷۰-۲۰۰mm f/4 و عکس گرفته شده در ایزوی ۱۰۰، سرعت شاتر ۱/۴۰، f/16.0 با استفاده از ویژگی کاهش لرزشِ این لنز تلهفوتو، با سرعت شاتر ۱/۴۰ ثانیه، موفق شدم عکسی با وضوح بالا بگیرم.
تنها استثنائی که وجود دارد و گاهی «میلیمتر و فاکتور f» مهمترین ویژگی لنز نیستند، وقتی است که با لنزهای تخصصی سروکار دارید.
در لنزهای چشم ماهی، لنزهای ماکرو، لنزهای تیلت شیفت و غیره، دلیل اصلی شما برای خرید لنز آن ویژگی خاص است؛ نه چیز دیگر.
خب، اختصارهایی که آخر نام لنزها وجود دارند به چه معنی هستند؟
هر شرکتی لنزهایش را به نحو خاص خودش نامگذاری میکند و هر کدام از تولیدکنندهها تعداد زیادی از این اختصارات دارند و ما نمیتوانیم همهی آنها را در این مقاله جای دهیم.
۳) فاصلهی کانونی چیست؟
مهمترین شاخص برای اکثر لنزها، فاصلهی کانونی است؛ یا به عبارتی، لنز چه میزان زوم است. فاصلهی کانونی با میلیمتر اندازهگیری میشود.
برخی از لنزها فقط یک فاصلهی کانونی دارند. به این لنزها، لنز پرایم میگویند.
برای مثال، لنز ۵۰mm، یک لنز پرایم محبوب است و اولین لنز پرایم بسیاری از عکاسها است؛ چرا که استفادهی بالا و قیمت کمی دارد.
لنزهای دیگر، لنز زوم هستند که فاصلههای کانونی متفاوتی را پوشش میدهند.
برای مثال، مرسومترین لنز زوم که در بازار وجود دارد، لنز ۱۸-۵۵mm است (گاهی هم لنز ۱۸-۵۰mm یا چیز مشابهی است). لنزهای زوم بازههای مختلفی مثل واید (۱۸mm) تا تلهفوتو (۵۵mm) را پوشش میدهند.
اگر فاصلهی کانونی بلند لنز را تقسیم بر فاصلهی کانونی واید آن کنید (مثلا ۵۵/۱۸)، ضریب زوم لنز به دست میآید (مثلا ۳x).
برخی از لنزهای خاصی که در بازار وجود دارند، چیزی میان لنز پرایم و زوم محسوب میشوند.
برای مثال، لنز Lecia 16-18-21mm f/4. این لنز سه فاصلهی کانونی خاص را پوشش میدهد – ۱۶mm، ۱۸mm و ۲۱mm – اما هیچیک از فاصلههای کانونی میان این اعداد را پوشش نمیدهد.
این برخلاف باور عموم دربارهی لنزهای زوم است؛ چرا که لنزهای زوم از وایدترین تا بلندترین فاصلههای کانونی را پوشش میدهند.
تعریف فنی فاصلهی کانونی کمی پیچیده است و در حوزهی این مطلب نمیگنجد.
۳.۱) تاثیر حسگر دوربین
میخواهم خیلی سریع توجه شما را به این نکته جلب کنم که اندازهی حسگر دوربین شما به فاصلهی کانونیای که با آن کار میکنید، کمک میکند. چرا که اندازهی حسگرهای دوربینهای کوچک مانند بُریدن از یک حسگر دوربین بزرگ است.
یک لنز یکسان را روی هر دو بگذارید و لنز روی حسگر کوچکتر، زومتر به نظر خواهد رسید.
دوربینهایی که فاکتور کراپ بزرگتری دارند (یعنی حسگر کوچکتر)، این اثر را بیش از بقیهی دوربینها به نمایش میگذارند.
میتوانید اندازهی دقیق را با ضرب کردن فاصلهی کانونی در فاکتور کراپ به دست آورید.
پس یک لنز ۱۸-۵۵ میلیمتر که روی حسگر نیکون DX استفاده میشود – که فاکتور کراپ ۱٫۵۵x دارد – معادل با لنز ۲۸-۸۵ میلیمتر روی یک دوربین فولفریم با حسگر بزرگتر است.
و به همین دلیل است که نمیتوانید بگویید که (برای مثال) یک لنز ۲۸ میلیمتر ، واید است.
روی برخی از دوربینها لنز متوسطی محسوب میشود و روی برخی دیگر، یک لنز تلهفوتو میشود. باید معادل ۲۸ میلیمتر را پیدا کنید.
راهنمای کلی آن این است:
وایدتر از ۳۵ میلیمتر (معادل): لنز واید
۳۵-۷۰ میلیمتر (معادل): لنز نرمال
بلندتر از ۷۰ میلیمتر (معادل): تلهفوتو
هر چیزی که از ۱۸ میلیمتر وایدتر یک لنز اولترا واید و از ۳۰۰ میلیمتر بلندتر باشد، سوپر تلهفوتو محسوب میشود. (در دوربینهای نیکون DX و دیگر دوربینهای APS-C این تعریف به وایدتر از ۱۲ میلیمتر و بلندتر از ۲۰۰ میلیمتر تبدیل میشود.)
البته همهی اینها تعریفهای سفت و سختی هستند.
ممکن است برخی از عکاسان ۳۵ میلیمتر را واید در نظر بگیرند، نه نرمال. و به هر حال چیز مهمی هم نیست.
نیکون D7000 و لنز ۱۷-۵۵mm f/2.8 و عکس گرفته شده در فاصلهی ۱۷mm، ایزوی ۱۶۰، ۳۰ ثانیه، f/8.0 ،گرفته شده در فاصلهی ۱۷ میلیمتری. چرا که از دوربین DX (نیکون D7000) استفاده کردم. و این یک لنز تقریبا واید است. اما روی دوربین فولفریم، فاصلهی کانونی ۱۷mm به اولترا واید تبدیل میشود.
۴) بیشینهی دیافراگم چیست؟
یک اصطلاح حیاتی دیگر در نام لنز، اصطلاح «عددf/» است که نشاندهندهی بیشینهی دیافراگم لنز است.
اگر با مفهوم دیافراگم آشنایی ندارید، پیشنهاد میکنم مقالهی راهنمای ساده برای دیافراگم را بخوانید.
بهطور خلاصه، دیافراگم در واقع «مردمک» لنز شما است. درست مانند مردمک چشمان، دیافراگم میزان ورودی نور را مشخص میکند. و مشخصهی مهمی است.
بسیاری از عکاسان نمیدانند که دیافراگم به شکل کسر نوشته میشود.
بههمین خاطر است که f/2 از f/4 بزرگتر است؛ درست همانطور که ½ از ¼ بزرگتر است. لنزهای گران معمولا دیافراگمهای بزرگ دارند و اجازهی ورود نور بیشتری را میدهند (درست مانند یک مردمک گشادشده).
به همین خاطر، لنز ۲۴-۷۰mm f/2.8 از لنز ۲۴-۷۰mm f/4 گرانتر است.
به طور کلی، لنزهای پرایم بیشینهی دیافراگم بیشتری از لنزهای زوم دارند؛ مخصوصا در قیمتهای برابر.
این یکی از دلایل اصلیای است که عکاسان از لنزهای پرایم استفاده میکنند.
لنزهای زوم معمولا نهایتا f/2.8 دارند و این در حالی است که لنزهای پرایم موجود در بازار تا f/1.4 و حتی بازترتر نیز میروند. این بدین معنی است که لنزهای پرایم، ۴ برابر نور بیشتری از لنزهای زوم میگیرند.
و با این که بیشینهی دیافراگم در نام لنز آورده میشود، به استفاده از همان دیافراگم محدود نیستید.
هر زمان که بخواهید میتوانید دیافراگم را کوچکتر کنید.
تقریبا تمام لنزها تا f/16 میروند و برخی دیگر حتی تا f/22 و f/32 و کوچکتر از آن نیز میرسند. که به آن کمینهی دیافراگم میگویند.
کمینهی دیافراگم به اندازهی بیشینهی دیافراگم اهمیت ندارد. به همین خاطر است که فقط بیشینهی دیافراگم در نام لنز آورده میشود.
اگر از دیافراگمهای بسیار کوچک استفاده کنید، مخصوصا f/22 و بالاتر از آن، عکسهای شما تار میشوند و از آن چیزی که میخواهید تاریکتر میشوند.
راهنمای کلیای دربارهی فاصلهی کانونی وجود دارد:
بازتر از f/1.4: دیافراگم بسیار بزرگ
f/1.4 تا f/2.8: دیافراگم بزرگ
f/4 تا f/8: دیافراگم نرمال
f/11 تا f/22: دیافراگم کوچک
باریکتر از f/22: دیافراگم بسیار کوچک
۴.۱) عمق میدان در عکس
دلیل دیگر اهمیت داشتن بیشینهی دیافراگم آن است که روی عمق میدان شما تاثیر میگذارد.
دیافراگمهای بزرگ مثل f/1.4 و f/2.8، فوکوس کمعمق به شما میدهند و پسزمینهی شما تار و سوژهی شما باکیفیت خواهد بود.
این اثر در پرتره و عکاسی از اشیای بیجان بسیار زیاد دیده میشود.
عمق میدان توسط فاصلهی کانونی لنز نیز تحت تاثیر قرار میگیرد.
لنزهای تلهفوتو از لنزهای واید، عمق میدانهای کمتری دارند. بنابراین اگر میخواهید تا جایی که میتوانید پسزمینهی عکسهای خود را تار کنید،
حداقل لنز شما باید ۵۰mm f/1.8 باشد و چیزی مانند ۸۵mm f/1.8 یا ۸۵mm f/1.4 یا ۱۰۵mm f/1.4 باشد.
نیکون D810 و لنز Noct-NIKKOR 58mm f/1.2 و عکس گرفته شده در ۵۸mm، ایزوی ۶۴، سرعت شاتر ۱/۶۴۰۰، f/1.2
۴.۲) لنزهای زوم دیافراگم متغیر
برخی از لنزهای زوم در حالت واید و در حالت تلهفوتو، دیافراگمهای متفاوت دارند. به این لنزها، لنزهای «دیافراگم متغیر» میگویند.
برای مثال، لنز زوم ۱۸-۵۵ میلیمتر که قبلا به آن اشاره کردم، معمولا دیافراگم متغیر بین f/3.5 تا f/5.6 دارد. اگر در ۱۸ میلیمتر عکس بگیرید، میتوانید دیافراگم خود را تا f/3.5 گشاد کنید.
اگر در ۵۵ میلیمتر عکس بگیرید، میتوانید دیافراگم خود را تا f/5.6 گشاد کنید. (در فاصلههای کانونی میان این بازه، بیشینهی دیافراگم شما از f/3.5 تا f/5.6 متغیر خواهد بود.)
لنزهای دیافراگم متغیر شهرت و اعتبار زیادی ندارند.
بخشی از آن، به این خاطر است که داشتن محدودیتهای دیافراگم متفاوت در بازهی زوم خاص آزاردهنده است.
ولی تمام طراحی لنزها، معایب خاص خود را دارند و لنزهای دیافراگم متغیر قطعا بدترین آنها نیستند.
در واقع، این لنزها میتوانند از لنزهای زومی که دیافراگم ثابت دارند، کوچکتر و ارزانتر باشند و خرید آنها در بسیاری موارد معقولانه است. پ
س بهصورت پیشفرض از لنزهای دیافراگم متغیر دوری نکنید. به ویژگیهای لنز دقت کنید و ببینید مناسب شما هست یا خیر.
لنز فوجی XF 100-400mm f4.5-5.6 R LM OIS WR، یک لنز با کیفیت تلهفوتو با دیافراگم متغیر
۵) ویژگیهای مهم لنز
وقتی لنزی میخرم، اول از همه به کیفیت عکس نگاه نمیکنم. بلکه به فاکتورهای دیگری که اهمیت بیشتری دارند، نگاه میاندازم.
اول: اندازه و وزن. من حاضرم کمی از کیفیت عکسم بزنم (و چیزهای دیگری مثل بازهی زوم و بیشینهی دیافراگم) تا لنز سبکوزنتری داشته باشم.
البته که پیدا کردن یک لنز سبک کمی گولزننده است.
اگر یک لنز سنگین، سه لنز پرایم نسبتا سنگین را برای شما جایگزین میکند، پس آن لنز زوم اصلا سنگین محسوب نمیشود. یا اگر دو لنز وزن برابری دارند، اما یکی روی سیستم دوربین سبکتر سوار میشود، بر لنز دیگر برتری دارد.
و مهمتر از آن فوکوس اتوماتیک است. تمام لنزها autofocus ندارند و autofocusها سرعت و دقت برابری ندارند.
در برخی از ژانرهای عکاسی، فوکوس اتوماتیک اهمیت چندانی ندارد اما اگر عکاس ورزشی باشید، احتمالا حاضرید برای یک فوکوس اتوماتیک خوب، هزینهی زیادی را بپردازید.
ویژگیهای بسیار دیگری وجود دارند که در عکاسی اهمیت دارند. یکی از آنها دوام/ضدآببودن است.
اگر میتوانید لنز خود را چندین سال در شرایط سخت استفاده کنید، ارزش آن بسیار بیشتر از لنزی است که تحمل ضربهدیدن را ندارد.
طراحی ارگونومیک لنز نیز مهم است. این شامل تمامی چیزها از موقعیت حلقهی زوم تا روان بودن حلقهی فوکوس و تجربهی استفاده از لنز میشود.
ممکن است هنگام استفاده از یک لنز با طراحی ارگونومیک خوب، متوجه آن نشوید اما قطعا متوجه لنزهای بد خواهید شد.
و طبیعتا تمام این ویژگیها در نهایت قیمت لنز را مشخص میکنند. درست است که لنز Zeiss Otus به نظر شما بسیار خوب میرسد، اما خرید لنز نیکون یا کانن با همان فاصلهی کانونی معقولانهتر است.
۵.۱) ساخت
از تمام این ویژگیها، یکی از مهمترین و آسانترین چیزهایی که نادیده گرفته میشود، ساخت لنز است.
لنزهایی که بخشهای متحرک کمتری دارند (برای مثال فوکوس داخلی و زوم داخلی)، بهطور کلی ایدهآلتر هستند؛ چرا که احتمال خطای کمتری دارند.
این قانون دربارهی لنزهایی که نسبت به آبوهوا مقاوم هستند نیز صدق میکند؛ خرید لنز گرانتری که بیشتر عمر میکند، ارزشش را دارد.
همچنین میخواهم به تفاوت بین لنز پلاستیکی و لنز فلزی نیز اشاره کنم.
معمولا لنزهای فلزی بهعنوان لنزهای بهتر شناخته میشوند و به همین خاطر، قیمت بیشتری نیز دارند. اما من شخصا لنزهای پلاستیکی باکیفیت را ترجیح میدهم.
آنها وزن کمتری دارند و در مقابل ضربه مقاومتر هستند و در هوای نامساعد خیلی آسیب پذیر نیستند.
لنزهای فلزی در شرایط خاصی، مقاومتر هستند اما بهطورکلی، لنزهای پلاستیکی از این نظر هیچ مشکلی ندارند.
با این که باید برای لنزهایی که ساخت بهتری دارند، کمی بیشتر بپردازید (هم از نظر قیمتی و هم از نظر وزن)، در نهایت میبینید که ارزشش را دارند؛ چرا که ممکن است دیگر نیازی نداشته باشید یک جایگزین نیز بخرید.
۶) کیفیت عکسِ لنز
فاکتورهای بسیاری برای کیفیت عکس و مقایسهی لنزهای مختلف وجود دارد.
اول این که در نظر داشته باشید: معمولا با لنزهای خیلی خاص، باید مصالحه و سازش بیشتری داشته باشید تا لنزهای معمولی. منظور من تمام لنزهای خاص از لنزهای سوپرزوم تا لنزهای بسیار واید است.
با این که سازش ممکن است معنیهای بسیاری داشته باشد، معمولا به معنی عکسهایی با کیفیت پایینتر یا قیمت/وزن/اندازهی بالاتر است.
۶.۱) وضوح لنز
هنگام خرید لنز، اولین ویژگیای که به ذهن اکثر افراد میرسد وضوح است.
خبر خوب آن است که لنزهای جدید از وضوح بسیار بالایی برخوردارند. و معمولا محدودیتهای ایجادشده در عکسها مربوط به تکنیک عکاسی هستند؛ نه لنز.
امروزه هر لنز جدیدی در مرکز f/8 وضوح دارد.
علاوه بر آن، اکثر لنزهای جدید گوشههایشان نیز f/8 است. همین قانون دربارهی بیشینهی دیافراگم (هر چه که میخواهد باشد) در مرکز نیز صدق میکند.
جایی که ممکن است لنزهای مدرن در آن وضوح نداشته باشند، بیشینهی دیافراگم در گوشههای قاب است.
برای اکثر عکاسان، این مورد مشکلی به وجود نمیآورد. اگر با f/1.4 عکس میگیرید، احتمالا فوکوس شما کمعمق است.
و در آن حالت، به هر حال گوشهها وضوح نخواهند داشت، پس وضوح گوشهها اهمیتی نخواهند داشت. (عکاسی از کهکشان راه شیری استثنای این مسئله است.
اگر عکاس کهکشان راه شیری نیستید، احتمالا نیازی نیست نگران وضوح گوشههای تصویر در f/1.4 باشید.)
شخصا نگرانی اصلی من دربارهی وضوح، مواقعی است که عکاسی منظره انجام میدهم و گوشههای لنز باید از f/8 تا f/11 وضوح داشته باشد.
با این که تقریبا تمام لنزها، آستانهی «قابل قبول بودن» را رد میکنند، برخی از بعضی دیگر بهتر هستند.
من به تفاوتهای کوچک اهمیت نمیدهم اما لنزهای بد را هیچگاه در کیف خود قرار نخواهم داد.
۶.۲) لنز اعوجاج
اعوجاج یعنی لنز خطوط صاف را در عکس «محدب» یا «مقعر» کند.
بارزترین مثال آن، لنز چشمماهی است که اعوجاج بسیاری به عکس میبخشد (خصوصا اعوجاج باریک کردن).
اگر از افق یا هر خط صاف دیگری عکس بگیرید، لنزهایی که اعوجاج بالایی دارند آنها را خمیده یا موجی خواهند کرد.
سه نوع اصلی اعوجاج pincushion، barrel و mustache نام دارند.
تصویر هر کدام از آنها در زیر آمده است:
با این که داشتن یک لنز با اعوجاج بالا چندان خوب نیست (البته به غیر از لنزهای چشمماهی)، کیفیت عکسها از این نظر در خطر زیادی قرار ندارند.
اکثر نرمافزارهای عکاسی راههایی برای تصحیح اعوجاج با یک کلیک دارند.
البته وضوح گوشهها ممکن است تحت تاثیر قرار بگیرد و ترکیببندی شما کمی تغییر کند، اما بهای زیادی برای پرداختن نیست.
۶.۲.۱) تحریف پرسپکتیو
یک نوع از اعوجاج که ممکن است نام آن به گوش شما خورده باشد، تحریف پرسپکتیو است. اما با اعوجاجی که در بالا به آن اشاره کردیم، متفاوت است.
این یکی به کیفیت تصویر مربوط نمیشود؛ بلکه اگر زیادی نزدیک شوید، نسبتهای سوژهی شما را به هم میریزد.
مخصوصا اگر از یک لنز واید استفاده کنید، کاملا مشخص خواهد بود. چرا که در مقایسه با لنزهای تلهفوتو باید بسیار بیشتر به سوژههای خود نزدیک شوید.
نیکون D3S و لنز ۱۴-۲۴mm f/2.8 و عکس گرفته شده در ۱۴mm، ایزوی ۲۰۰، سرعت شاتر ۱/۱۲۵، f/8.0
به همین خاطر است که اکثر عکاسان پرتره لنز ۸۵ میلیمتری را به لنز ۲۴ میلیمتری ترجیح میدهند. در هر دو صورت میتوانید قاب خود را با سوژه پر کنید اما با لنز ۲۴ میلیمتری باید بسیار بیشتر به سوژهی خود نزدیک شوید. و این ممکن است باعث تحریف پرسپکتیو شود.
۶.۳) انحراف رنگ در عکس
انحراف رنگ به معنای مشکلات مربوط به رنگ است. و به مصنوعات رنگیای اشاره دارد که لنز آن را ایجاد میکند؛ مانند حاشیههای قرمز و آبیای که به گوشههای عکس اضافه میشود. در اینجا یک مثال آوردهایم:
مثال بالا، انحراف رنگ جانبی نام دارد. چیزی به نام انحراف رنگ طولی نیز وجود دارد. در آن صورت، نقاطی که فوکوس نیستند، نقاط رنگی هستند. و به طور خاصتر، در پشت سوژه سبزتر و در جلوی آن بنفشتر هستند.
نیکون D3S و لنز Zeiss Distagon T* 2/35 ZF.2 و عکس گرفته شده در ۳۵mm، ایزوی ۲۰۰، سرعت شاتر ۱/۲۰۰ و f/2.0
تصحیح انحراف رنگ جانبی(عکس اول)، کار سادهای است و تصحیح انحراف رنگ طولی دشوارتر است. البته بیشتر نرمافزارهای عکاسی ابزاری برای بهتر کردن آن ارائه میدهند.
۶.۴) لنز بوکه
اگر عکسهایی با فوکوس کمعمق میگیرید، بوکه برای شما مسئلهی مهمی است.
این یکی از ویژگیهای عکسهایی با فوکوس کم است. اصطلاح بوکه اول فقط بین عکاسان شناختهشده بود، بعد اپل از آن در یک تبلیغ استفاده کرد و حالا دیگر حرفش همه جا پیچیده است.
نیکون D810 و لنز Noct-NIKKOR 58mm f/1.2 و عکس گرفته شده در ۵۸mm، ایزوی ۶۴، سرعت شاتر ۱/۵۰۰۰، f/1.2
برخی از لنزها از برخی دیگر بوکههای بهتری دارند. قطعا در نقد و بررسیهای محصول میتوانید راجعبه آنها بخوانید.
بوکه معمولا زمانی خوب است که بافت کمتری داشته باشید و انتقالهای لطیفی داشته باشد؛ البته عکاسها ترجیحهای خاص خود را دارند.
۶.۵) نورهای انفجاری در عکس
وقتی لنز دوربین عکاسی خود را به سمت خورشید نشانه میگیرید، ممکن است بازتابهای داخلی یا نورهای انفجاریای (flare) تولید شود که به شکل لکه خود را در عکس نشان میدهند.
منابع درخشان نوری، کنتراست عکس را نیز از بین میبرند و آن را مبهم میکنند.
بهترین لنزها پوششهای باکیفیتی دارند که از نورهای انفجاری جلوگیری میکند.
البته همهی عکسها نیازی به چنین چیزی ندارند اما وقتی با یک محیط پرنور سروکار دارید، چیز مهمی است.
بهعنوان یک عکاس منظره، هنگام خرید لنز دوربین عکاسی این یکی از بزرگترین معیارهای من است.
نورهای انفجاری فقط از بودن خورشید در عکس درست نمیشوند.
بلکه گاهی نقاطی از نورهای انفجاری فقط با گرفتن لنز دوربین عکاسی به سمت نور بهوجود میآیند.
این دلیل خوبی برای استفاده از درپوشهای لنز است ولی از آن مهمتر، باید دلیل خوبی برای خرید لنزهایی با نورهای انفجاری کمینه باشد.
نورهای انفجاری در یک عکس فروسرخ. عکسهای IR معمولا نورهای انفجاری بیشتری دارند چرا که پوششهای لنز روی محدودهی نور مرئی و حذف نور انفجاری از آن محدوده تمرکز دارند.
۶.۶) تغییر نمونه
یکی دیگر از مولفههای لنز، تغییر نمونه است؛ تمام کپیهای یک لنز دوربین عکاسی خاص بازهی کیفیت تصویر یکسان دارند.
اگر یک نقد تاثیربرانگیز از یک لنز دوربین عکاسی در اینترنت بخوانید و با خود فکر کنید که لنزی که دارید، بهخوبی توصیفی که از آن در اینترنت خواندید نیست، چه حسی پیدا خواهید کرد؟
برخی از لنزها از برخی دیگر، تغییر نمونهی کمتری دارند.
با تست کردن چند کپی از یک لنز دوربین عکاسی میتوان واقعیت را راجعبه آن فهمید اما بیشتر مربوط به شانس است.
اگر از هر ده کپی، یک لنز دوربین عکاسی بد باشد، بیشتر منتقدین هرگز نخواهند فهمید اما درصد زیادی از کاربران با آن مواجه خواهند شد.
راه عالیای برای دور زدن تغییر نمونه وجود ندارد.
اگر متوجه شدید که یکی از گوشههای لنز از دیگر گوشههای وضوح بسیار کمتری دارد، میتوانید مطمئن باشید که یک کپی بد گیرتان آمده است.
۶.۷) دیگر نگرانیهای مربوط به کیفیت عکس
علاوه بر مواردی که در لیست بالا ذکر شد، فاکتورهای دیگری نیز هستند که هنگام خرید لنز دوربین عکاسی به کیفیت تصویر مربوط میشوند: شیفت فوکوس، انحنای میدان، کارایی نورهای خطی، آستیگماتیسم و غیره.
ولی هر چه بیشتر خود را درگیر کیفیتهای مختلف عکسبرداری در لنزهای مختلف کنید، از نکات اصلی دورتر میشوید.
نه این که این ویژگیها اهمیتی نداشته باشند، اما فقط وقتی ارزش نگرانی را دارند که یک لنز دوربین عکاسی واقعا فاقد معیارهای حد وسط باشد.
یک عکس باکیفیت از ذرههای نور که با دیافراگم کوچک f/16 گرفته شده است
۷) لنزهای شخص ثالث در مقایسه با لنزهای برند
علاوه بر لنز دوربین عکاسی هایی که توسط شرکتهایی مثل نیکون، کانن، سونی و غیره ساخته میشوند، شرکتهای بیشمار دیگر نیز لنز دوربین عکاسی تولید میکنند.
آیا آنها هم ارزش انتخاب شدن دارند؟
اگر شرکتهای شخص ثالث لنزهایی میسازند که شرکت دوربین شما آن را نمیسازد، حتما آنها را در نظر بگیرید.
برای مثال، سیگما لنز دوربین عکاسی زوم ۱۸-۳۵mm f/1.8 برای دوربینهای APS-C دارد. و این لنز در شرکتهای دوربین هیچ معادلی ندارد.
ولی بسیاری از لنزهای شخص ثالث لنزهایی هستند که فاصلهی کانونی و دیافراگم آنها درست مشابه لنزهای شرکتهای دوربین است.
در این صورت، معمولا لنزهای شخص ثالث ارزانتر هستند. آیا ارزش صرفهجویی در هزینه را دارد یا آیا با خرید یک لنز کمکیفیت در واقع دارید هزینهی بیشتری میپردازید؟
کاملا به لنزهایی که راجعبه آن شک دارید، بستگی دارد.
بهطور کلی، لنزهای شخص ثالث پتانسیل بیشتری برای مشکلات فوکوس اتوماتیک دارند.
همیشه هم با دوربینهای جدید سازگار نیستند (البته شرکتهای آنها معمولا بهسرعت نسخهی سازگار را منتشر میکنند).
به نظر من این مشکلات نسبتا کوچک هستند.
معمولا آنها را نادیده میگیرم و ویژگیهای دیگر لنزها را با یکدیگر مقایسه میکنم.
برای مثال، نظرات مردم دربارهی لنز دوربین عکاسی چیست؟ آیا هر کدام از آنها وضوح تصویر کم، اعوجاج یا مشکلات دیگر دارند؟
با این که چند سال پیش بسیاری از لنزهای شخص ثالث به کیفیت بد تصویر و کیفیت پایین تولید شهرت داشتند، امروزه همه چیز تغییر کرده است.
لنز دوربین عکاسی واید مورد علاقهی من یک لنز Tamron است (۱۵-۳۰mm f/2.8) و شارپترین لنز من، یک لنز Sigma است (۵۰mm f/1.4 A).
با وجود این، تحقیقات خود را انجام دهید. لنزهای شخص ثالث بدی وجود دارند؛ درست همانطور که لنزهای برند بدی نیز وجود دارند. اکثر این لنزهای بد، قدیمی هستند.
ولی میخواهم بگویم که لنزهای شخص ثالث از لنزهای برند، بدتر یا بهتر نیستند. برخی بهتر هستند و برخی بدتر.
اگر میخواهید در این مسیر قدم بگذارید، چیزی برای ترسیدن وجود ندارد.
۸) نتیجهگیری
امیدوارم این مقاله دانش خوبی نسبت به لنز دوربین عکاسی به شما داده باشد؛ این که لنزها چگونه کار میکنند و هنگام خرید به چه چیزهایی توجه کنید.
اطلاعات زیادی برای هضم وجود دارد و لنزها ارزش یادگیری را دارند.
در بسیاری از موارد، لنز دوربین عکاسی از مهمترین تجهیزات عکاسیای هستند که خریداری میکنید. سوالات و نظرات خود را با ما در میان بگذارید.